پيشكسوتها در طبقه همكف بيشتر و جوانترها در بالكن مستقر بودند.قديمي ها دوست داشتند به اقامه نماز پرداخته و تلاوت قرآن نمايند و جوانها مشتاق شنيدن معارف ديني و سخنراني و عزاداري بودند .
طبقه اوليها ساعت معيني كه مي شد مي خوابيدند و نيمه شب براي عبادت بر مي خواستند اما جوانترها با خواب بيگانه بودند و نمي خواستند لحظه لحظه را از دست بدهند. ناگفته نماند كار به جايي مي رسيد كه دستان پر مهر بزرگترها را روي شانه هاي خود حس مي كردند و آن موقع دعوتي بود براي افتتحاح ضيافت
امروز قصد خاطره گويي ندارم كه آنجه دارم تنها حسرت لحظاتي است كه هيچگاه باز نمي گردد.
شايد بتوان حسرت صفا و صميميت و غيرت و اخلاص آنجا را داشت اما نمي توان واقعيت امروز را ناديده گرفت.
اعتكاف 150 نفري 100 برابر شده و همين شب بود كه 15000 انسان آسماني و ياران و مشتاقان وصال تنها يكي از دهها مسجد اين شهر را ترك گفتند و از امروز براي حفظ اين توفيق الهي در جامعه كوشش مي كنند.
ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا وهب لنا من لدنك رحمه انك انت الرهاب