تفريحات گرانقيمت و بي تحرك

به فاصله دو ماه از استعفا اين سومين باري است كه با خانواده به پارك شهر مي روم! يعني سه برابر  آنچه كه در 2 سال مسئوليتم تحقق يافته بود. (قابل توجه مديران و مشاوران مُرَدّد در ارائه استعفا).

آن روزها وقتي خودم هم سن و سال محمدرضا بودم خاطرم هست در محوطة بازي كودك به تعداد فراوان وسايل بازي همچون تاب، سرسره، الاكلنگ و ... بود كه بچه ها با تحرك فراوان با بكار گرفتن روح و جسم خود نشاطي حقيقي عايدشان مي شد. خانواده ها در گوشه اي با غذاهاي اصيل منتظر جگرگوشه هايشان بودند. حوادث هم اجتناب ناپذير بود اما جزئي و زودگذر. سنگ ريزه هاي تيز مرا هم بي نصيب نگذاشت تا يكي دو بخيه ، گوشة ‌لبهايم به يادگار بماند اما امروز ...

دستگاههاي برقي حركت مي كنند و بچه ها آرام و بي تحركند. انرژي بسيار از نوع فسيلي و نه انساني مصرف مي شود، دستگاهها مستهلك مي گردند تا بلكه بچه ها از تفريحي تصنعي و ساختگي بهره مند شوند. اين بي تحركي كودكان و نوجوانان تغذيه اي فراتر از تنقلات شيميايي را طلب نمي كند تا انواع مواد نگهدارندۀ فست فودها تنها به تحليل انرژي ايشان بپردازد.

خانواده هم تعريف جديدي يافته، ديگر از جمعهاي گسترده خبري نيست يا كمتر به چشم مي خورد. آنها هم ترجيح مي دهند مطابق ميل فرزندانشان عمل كنند تا هم راحت تر باشند و شايد هم نه ... مجبور باشند. خانواده ها مي بايست هزينه زيادي براي استفادة كودكانشان از چند دستگاه را بپردازند و اين حرص پايان ناپذير است چرا كه اين نوع تفريح تعادل بين جسم و روح را بر هم مي زند.

تنها مزيت اين مجموعه رو باز بودن آن است افسوس كه بعد از خانه هاي كبريتي، تعدد ماشين هاي عمومي و شخصي، نبود مسيرهاي معين جهت تردد دوچرخه سوارها و فرهنگ پياده روي و كوهنرودي و خيلي مسائل ديگر اين مزيت نيز در حال نابودي است. سياستمداران و به تبع آن سرمايه داران به تخريب فضاهاي تفريحي پرداخته و جايگزين آن ساختمانهاي عظيم بر پا مي كنند و خلاء تفريحات سالم را نيز در سالن هاي سرپوشيده جبران مي كنند تا فرزندانمان جهت جابجايي و رفتن  از دستگاهي به دستگاه ديگر حتي زحمت پياده روي را هم به خود ندهند!

 




درج يادداشت و نظرات

نام:
  ايميل:
توضيحات: